ceinture انتخابات انتخابات ریاست جمهوری اخبار سیاسی و اجتماعی

ceinture: انتخابات انتخابات ریاست جمهوری اخبار سیاسی و اجتماعی

گت بلاگز اخبار حوادث زن دکتر مهربان به دنبال طلاق عروس

خانم دکتری که جهت ازدواج دخترعاشق با پسرش تلاش زیادی کرده و مجبور هزینه‌های زیادی شده است بود، شش سال بعد از این وصلت، همراه عروس‌اش راهی دادگاه شد تا این بار ب

زن دکتر مهربان به دنبال طلاق عروس

عبارات مهم : زندگی

خانم دکتری که جهت ازدواج دخترعاشق با پسرش تلاش زیادی کرده و مجبور هزینه های زیادی شده است بود، شش سال بعد از این وصلت، همراه عروس اش راهی دادگاه شد تا این بار به جدایی آنها کمک کند.

به گزارش ایران، زن سالمند که در میان مراجعان مجتمع قضایی ونک روی نیمکت راهرو نشسته بود، دست زن جوانی را در دست داشت که هنوز وارد 23 سالگی نشده بود.اما حالا با وکالت طلاقی که از شوهرش داشت به دادگاه آمده بود تا به زندگی مشترکشان آخر دهد. با این حال مادرشوهر دکتر اش او را همراهی می کرد.

با شلوغ شدن راهروی منتهی به شعبه 264 دادگاه خانواده، زن جوان از روی نیمکت بلند شد تا زن میانسالی بتواندبه جایش بنشیند. جهت همین زن غریبه ضمن تقدیر به زن دکتر گفت: «چه دختر خوبی دارید!» و زن سالخورده جواب داد:«عروسم هستند. آمدیم جهت طلاق توافقی.» با شنیدن این حرف به آنها نزدیک ترشده وکنارشان نشستم.بعد هم ازآنها خواستم ماجرا را برایم تعریف کنند.خانم دکترهم با خوشرویی لب به سخن گشود و گفت: «یک شب زن و شوهری در منزل ما را زدند و گفتند؛ دخترشان هر دو پایش را در یک کفش کرده و می خواهد با پسرم ازدواج کند.

زن دکتر مهربان به دنبال طلاق عروس

تا آن وقت ندیده بودم خانواده دختری به خواستگاری برود. بعد از دقایقی گفت و گو، آنها را رد کردم که بروند و از پسرم «پیام» عنوان را پرسیدم. معلوم شد که یک روز همین دخترخانم که «میترا» نام دارد با خواهر بزرگترش به یک مرکزخرید رفته بودند که انگار پسرم خبر از خواهر بزرگتر خوشش آمده بود ولی بعد از چند روز خواهر کوچکتر- میترا- به خبر علاقه نشان داده و خواهش کرده بود یک بار به خواستگاری اش برود تا پدر و مادرش دیگر سرکوفت خواستگار نداشتن را به او نزنند.

پیام هم بدون اطلاع من و جهت دلخوشی این دختر به خواستگاری اش رفته بود. البته من موافق این ازدواج نبودم، چون میترا 17 ساله بود و خبر 22 ساله. ولی پسرم گفت که به دور از مرام و معرفت است که آدم به خواستگاری برود و بعد از آن پا بعد بکشد. پدر و مادر میترا می گفتند هیچ چیز نمی خواهند، نه مهریه، نه مراسم خوش حالی عروسی و نه سفره عقد. ولی من فقط یک پسرداشتم با کلی آرزوهای بزرگ. بنابراین 100 سکه مهریه جهت عروس ام تعیین کردم وجشن عروسی مفصل هم گرفتیم.

خانم دکتری که جهت ازدواج دخترعاشق با پسرش تلاش زیادی کرده و مجبور هزینه‌های زیادی شده است بود، شش سال بعد از این وصلت، همراه عروس‌اش راهی دادگاه شد تا این بار ب

تمام هزینه های عروسی را هم خودم دادم، جهت عروسم جهیزیه سنگینی تهیه کردم و حتی جهت خانواده اش لباس نو و… خریدم.»

همان موقع حرف زن دکتر را قطع کردم و گفتم:«چه مادر شوهر خوبی! بعد آیا کارشان به جدایی کشیده؟»خانم دکتردرحالی که شکلاتی از کیفش درآورد و به عروسش داد تا ضعف نکند ادامه داد:«عروسم دختر خوبی هست، ولی به خاطر ازدواج درسش را ادامه نداد. چند بار پیشنهاد دادم تا فرزند دار نشده در کنکور شرکت کند، ولی گوش نداد. از طرف دیگر در منزل پسرم کاری انجام نمی داد، چون اصلاً چیزی بلد نبود. مادرش می آمد و سر هفته لباس هایش را می برد که بشوید.

من هم لباس های پسرم را می گرفتم تا در لباسشویی خودمان بریزم. نه ماشین لباسشویی، بلکه اجاق گازی هم که در منزل عروسم هست؛ هنوز نو باقی مانده چون عروسم آشپزی هم بلد نیست. جهت همین پسرم با یک رستوران قرارداد بسته که هر روز ناهار و شام آماده برایشان می آورد.

زن دکتر مهربان به دنبال طلاق عروس

حالا بعد از شش سال دیگر از علاقه و علاقه خبری نیست و توافق کرده اند از هم جدا شوند. میترا مهریه اش را بخشیده و گفته جهیزیه اش را هم نمی خواهد. ولی من با او صحبت کرده ام جهیزیه را بفروشد و پولش را در یک حساب بانکی بگذارد و با سود پولش زندگی اش را بگذراند…»پرسیدم«مگر خانواده اش نمی توانند هزینه زندگی اش را بدهند؟»

زن دکتر جواب داد:«آن بندگان خدا وضع مالی خوبی ندارند. پدرش یک بازیگر سیاهی لشکر است و مادرش یک زن منزل دار با سه بچه. دلم نمی آید عروسم را به حال خودش رها کنم.

خانم دکتری که جهت ازدواج دخترعاشق با پسرش تلاش زیادی کرده و مجبور هزینه‌های زیادی شده است بود، شش سال بعد از این وصلت، همراه عروس‌اش راهی دادگاه شد تا این بار ب

دوست دارم جهت خودش کاری دست و پا کند. قول داده ام به شرطی که کلاس رایانه برود، جدا از هزینه عضویت و آموزش، هر ماه 200 هزار تومان به حسابش واریز کنم. او هنوز سن و سالی ندارد و می تواند در زندگی پیشرفت کند. راستش شوهر خواهرهایش معتاد هستند و می ترسم این طفلکی هم معتاد شود. دوست دارم جهت خودش کسی بشود.»

خانم دکتر سپس پوشه زیر دستش را باز کرد و نامه وکالت در طلاق را که به امضای پسرش رسیده بود نشان داد و گفت:«پسرم به همسرش اعلام کرده هر طور صلاح می داند عمل کند. میترا هم گفته چیزی نمی خواهد جز طلاق. فکر می کنم از هم خسته شده است باشند. ازدواجشان هم زودهنگام بود. ولی چه می شود کرد، اینها فرزند های ما هستند و باید مراقبشان باشیم. ولی افسوس حیف شد که این زندگی دوامی نداشت.»

زن دکتر مهربان به دنبال طلاق عروس

واژه های کلیدی: زندگی | ازدواج | جهیزیه | خانواده | مادرشوهر | خواستگاری | دادگاه خانواده | اخبار حوادث

نویسنده : getblogs